۲۹ مهٔ ۲۰۰۹

عادل یونسی | گالری اثر

[120_66d1bfd260940bd5967e15fb3dff2a1a.jpg]

- قدیم‌تر‌ها که دستگاه‌های چاپ دیجیتال نبودند تا روزی چند کیلومتر بنر و بیلبرد و تابلو تولید کنند، هنوز نقاشی در ابعاد بزرگ کاربرد داشت. مثلاً آقای باطنی نامی بود که سردر سینماها و گه‌گاه پوستر فیلم‌ها را می‌کشید. الان احتمالاً بی‌کار شده و سن و سالی دارد.

- بایگون را که زدند، دکان نشریات هم تعطیل شد و نویسندگان، عکاسان و تصویرگرانی که حاضر بودند به خاطر چندرغاز عمرشان را صرف پیشبرد اهداف اجتماعی-مطبوعاتی- حرفه‌ای کنند پراکننده شدند و امروز از آن آدم‌های گردن‌کلفت قابل ذکر چند تایی بیشتر نمانده. نویسندگان به عرفان و عکاسان به آژانس‌های عکاسی-خبری جهانی و تصویرگران به کتاب کودک و تقویم‌های تصویری پناهنده شده‌اند.

نتیجه... نمایشگاه عادل یونسی در گالری اثر. ابعاد دو در یک‌ و نیم متر. اجرا مناسب دیده شدن از راه دور و با موضوعاتی که آن قدر حال و هوای تصویرگری دارد که بیننده به علت وجودی چنین نمایشگاهی شک می‌کند. البته به روایت بروشور نمایشگاه آقای یونسی متولد سال ۱۳۶۴ است. ۱۳۶۴! یعنی کلی وقت دارد تا برای پخته‌تر کردن فضای کارش وقت بگذارد... که احتمالاً حتماً چنین خواهد کرد و نقاش قابل و عمیق‌تری خواهد شد. اگر صاحب امتیاز یا سردبیر نشریه‌یی با تٍم اجتماعی، جوان‌پسند و تمام رنگی بودم، حتماً روی جلدم را به عادل یونسی سفارش می‌دادم. ولی حاضر نیستم کارها را به دیوار خانه‌ام آویزان کنم. اول که کارها بی‌جهت بزرگ است و فکر می‌کنم سرقفلی دیوارهایم بیشتر از این‌ها می‌ارزد. دوم که به اندازه تزئینات جشن تولد رنگ دارد و مزاحم  دیپرسیون مزمنم می‌شود. سوم که زن‌ها و دخترهای کارهای شهره مهران را به عنوان زن معاصر بیشتر می‌فهمم. چهارم آن که فضاهای سورئالیستی کارش مرا به یاد فیلم‌های هری پاتر و توهم ناشی از مواد مخدر سنگین می‌اندازد. هیچ کدام از این‌ها نکات به صورت مجزا کشنده نیست... اما ترکیب‌شان با هم مالی نشده. امیدوارم حداقل فروش خوبی داشته باشد. 

درس اخلاقی

- جوانی عیب نیست، ولی کارت، دستت را رو می‌کند.

- پیکان دیگر خنده‌دار نیست.

- نقاشی از زن و مردهای دوربری شده‌ی سرگردان در شهر هنوز به عنوان «عامل ترویج فروش» کار می‌کند ولی از پیکان نخ‌نماتر است.

- بین قدرت دست و پیچیدگی ذهن ارتباط حتمی و مستقیمی نیست و هر یک را باید جداگانه پرورش داد.

جای شکرش باقی است که نقاش هنوز جوان است. 

2 نظرات:

  1. ناشناسMay 30, 2009

    اگر مجبوریم این قدر بزرگ امضا کنیم بهتر است بجای قلمو بلندگو دست بگیریم

    پاسخحذف
  2. ناشناسSeptember 23, 2009

    من فكر مي كنم تمام تقصير ها هم گردن هنرمند نيست، خب فروش و قضيه هاي مالي هميشه آدما رو وسوسه مي كنه كه يكم هم به بازار فروش و رنگ هاي خوشكل فكر كنيم.

    پاسخحذف