۲۹ سپتامبر ۲۰۰۹

گالری جدید

گالری «آن» افتتاح شد. سقفش آنقدر بلند است که اگر از آن بالا پرت شوی بجای «اوخ» خطر مرگ دارد. سالن هم آن قدر بزرگ است که می‌شود لوکوموتیو قطار را در آن تعمییر کرد. اگر من بودم ورودی را جور دیگری می‌ساختم... ولی حتماً برنامه‌ای برایش دارند! هزینه‌ای که برای محل کرده‌اند (آن هم دراین شرایط اقتصادی-اجتماعی) قابل توجه است. حالا می‌ماند که جهت‌گیری و استراتژی گالری چه باشد! در شهر-مملکت کوچک ۱۵ میلیونی هر چه بر تعداد حق انتخاب‌ها اضافه شود باز هم کم است. امیدوارم سیاست‌گذاری هوشمندانه‌ای داشته باشند تا نشود کله‌پایش کرد. امیدوارم نمایشگاه‌های بعدیش از حد کارهای قیری آقای صادق‌زاده که در نمایشگاه افتتاحیه دیدیم بهتر باشد. امیدوارم سطح توقع و استاندارد کار گالری‌دارها را ارتقا بدهد. امیدوارم این فقط یک سالن بزرگ نباشد و سکوی پرتاب هنرمندان بی‌سرپرست شود. امیدوارم بتواند و بخواهند در طول سال هم هنرمندان ریز و درشت‌شان را حمایت کنند. اصلاً امیدوارم. شاید بیش از حد! می‌دانم که امیدواری بیش از حد تبدیل به توقع و طلب‌کاری می‌شود. پس فقط صبر می‌کنم. (صبر مثبت)!ـ

1 نظرات:

  1. ناشناسFebruary 27, 2010

    اگه به امید و لیلی نگفتم

    پاسخحذف