وقتی تخصصت را در ازای پول به اجازه میدهی… در اصل خودت را اجاره دادهای. و بسته به مستاجر، ممکن است تو را با ملک\نوکر پدری اشتباه بگیرند و هرگز مجال بازیگوشی، کشف و ابراز وجود پیدا نکنی! طراحان گرافیک ایران تقریبا همیشه درگیر همین داستان بودهاند. وقتی به پست سفارشدهنده خوب میخورند، شبیه دخترانِ تازه عروسِ خانوادههای غیرتی که معمولا مجالی برای ابراز وجود ندارند، در میهمانیهای خانوادگی، وقتی موسیقی قرداری پخش شود، کفشها را از پا پرت میکنند و چنان رقص چرب و حشربرانگیزی میکنند که ریمل دور چشمشان از خجالت آب میشود.
برای تازه عروس ایراد چندانی ندارد، بالاخره آدم است و به مرور جلب توجه کردن را یاد میگیرد... یا از سیستمش خارج میشود. حضار هم به هر حال نمیمیرند و فراموش میکنند،… این تازهداماد است که میماند و حوضش!
گالری طراحان آزاد فضای عجیبی است. انگار هیچ جور با پول و کاسبی ارتباطی ندارد. تیپ و فضا و آدمهایش همه در طبقهبندی هنری جا میگیرند و کاسب نیستند. فضایی برای کار به وجود آوردهاند و دمشان گرم. حتی نمایشگاههای بدشان هم از نمایشگاههای درجه یک گالریهای بنجل «درستتر» است. گرافیستهای بااستعدادِ بیسرپرست و کلافه از بازار را هم جذب کرده. شاید مجموعه پوسترهایی که تا به امروز برای نمایشگاههای طراحان آزاد تولید شده جزو بهترین مجموعه کار منسجم و پیوستهای باشد که در گرافیک معاصر ایران تولید شده. (چشم مرکز هنرهای تجسمی، شهرداری، صنعت سینما، اداره تئاتر …. و هر کس که ادعای تولای پوستر دارد کور که بیایند و ببینند اگر فضا بدهند چهها که نمیشود کرد!).
ولی وقتی این پوسترهای زیبا را میبینی، یک سوال به وجود میآید…. «خب که چی؟»
پوسترها نه اطلاعرسانی میکنند. نه به موضوع نمایشگاه ربطی دارند. تیراژ آنها هم محدود است و (چون درودیوار به نفع شعائر مذهبی\دولتی مصادره شده و جایی نصب نمیشوند) کلاً کسی آنها را نمیبیند.
یعنی داماد (سفارشدهنده) داریم، نو عروسِ برقص (طراح خوشگل) هم داریم. فقط میهمانیی در کار نیست. اگر هم فرض بگیریم که هست. رقص آبدار و جذاب تازهعروس کلافه و آبندیده، ربطی به مناسبت و مدعوین ندارد.
باید گوش گرافیستهای خوشرقص را گرفت تا فرادا یورتمه نروند؟ آیا باید برای گرافیست شرط گذاشت تا حتماً کاری مرتبط با موضوع بسازد؟ آیا اصلاً پوستر قالب مناسبی برای خبررسانی امروز است؟ و از این جور سوالها!ـ
0 نظرات:
ارسال يک نظر