۵ ژانویهٔ ۲۰۱۱

زخمی الی صرف کردن

یکی از دوستان هنرمند می‌گفت: فلانی کارت را نشان این و آن نده... چون ایده کارت را بر می‌دارند و پروژه‌ات را زخمی می‌کنند!
جواب درست و حسابیی برای حرفش نداشتم و هنوز هم ندارم. ولی می‌دانم که کسانی که درگیر ایده و سوژه و تولید هنری هستند می‌توانند بی‌رحمانه قطعاتی را به عاریه بگیرند و ببرند... که خب... ببرند! مگر بقیه از کجا می‌آورند؟ همه ملهم و وام‌دار این و آن و تاریخچه‌های مشترکیم! خدا کند که ببرند و استفاده بهتری برای یافته‌هایشان داشته باشند. ایراد (و احتمالا حرف رفیق‌مان) این است که نکند برای فتح و فرمانروایی نیامده باشند و در مسیر زندگی و ذهنیت کالِ بی‌مسیری، دچار قتل و غارت شویم... که آن وقت قضیه تبدیل با سرقتِ هنری می‌شود و به ماتحت مال‌باخته زور خواهد آمد.
نکته ظریف در این میان آن است که اگر آن‌قدر هنرمند فقیری هستیم که با سرقت‌های متفرقه بنیه‌ی کاری‌مان آسیب جدی می‌بیند... شاید بهتر باشد که به فکر حرفه‌ی دیگری باشیم. یا به جرگه سارقون بپیوندیم، چون محافظت از اموال به شدت وقت‌بر است... چه ملک و ناموس باشد و چه ایده و تراوشات ذهنی! چون آن وقت مشغول مراقبت از داشته‌ها هستیم و نه کار کردن.
خلاصه این که حقارت تمام وقت آدم را می‌گیرد!

0 نظرات:

ارسال يک نظر